|
سلام به همه دوستان من دوسته داداش رسول هستم ایشون رفتن خدمت سربازی اگه نظری یا پستی میخوای واسش بذارید به وبلاگ من مراجعه کنید باتشکر... آدرس وبلاگه من در اسامی لینکه اقا رسوله که اسمش صدایم خیسو بارانی است ...
شمع این مسئله را بر همه گان روشن کرد که توان تا به سحر گریه ی بی شیون کرد گفتمش دل میخری؟ پرسی چند؟گفتمش دل ماله تو تنها بخند. خنده کردو دل زدستانم ربود.تا به خود باز امدم او رفته بود. دل ز دستش روی خاک افتاده بود.جای پایش روی دل جا مانده بود. من اسیره واژه ی محبتم. خالی از بغض دل و حسادتم. عاشق دوستان با معرفتم. زدگی اینجوری داده عادتم.
ای عشق شکسته ایم مشکن مارا
اینگونه به خاک ره میفکن ما را ما در تو به چشم دوستی می بینیم ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
خیل سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی.وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت با خبر نباشد.وقتی لبخند می زنی ولی توی دل گریانی.وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمیداند.وقتی به زبان دیگران حرف میزنی ولی کسی نمی فهمد.وقتی فریاد میزنی ولی کسی صدایت را نمی شنود.وقتی تمام درها به رویت بسته است... آنگاه دستهایت را به سویآسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریان فریاد میزنی که: ای خدای بزرگ دوستت دارم. و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند............
آره من اونم که گفتم واسه چشمات دیوونم اره من قول داده بودم تا تهش باهات می مونم ولی پس دادی نگامو زیر رگبار غرورت
این عکسو من که خیلیدوست دارم شما رو نمیدونم
عشق را دوست دارم اگه یه روز بغض گلوت رو فشردبهت قول نمیدم که می خندونمت ولی می تونم با هات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن..................قول میدم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن..........قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما می تونم باهات بدوم اما................اگه یه روز سراغمو گرفتی و خبری نشد........سریع به دیدنم بیا حتما بهت احتیاج دارم --------------------------------------------------------- وقتی دلتنگ شدی بیاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.وقتی نا امید شدی بیاد بیار کسی روکه تنها امیدش تویی وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکس به تو لبخند می زنه.وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو کهدستای ظریفش لای انگشتات گم میشد.وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریشاونها رو می لرزوند..................... --------------------------------------------------------- شاگردو استاد شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو وپر خوشه ترین شهخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدت طولانی برگشت.استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ ! هرچه جلو میرفتم خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم. استاد گفت عشق یعنی همین.شاگرد پرسید پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن امد که: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.اما باز هم به یارداشته باش که باز هم نمیتوانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی برگشت. استاد پرسید که شاگرد چه شد؟ او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را دیدم و انتخاب کردم.ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.استاد گفت ازدواج یعنی همین...
میری سفر برو خدا نگهدار منو با این زندگی تنها بگذار اگه دلم از دست این زمونه کجا برم با بغض عاشقونه دارم مثل شمع آب میشم ذره ذره فنا میشم یه روز میای و میبینی دیگه نیستم فنا شدم من یه روز میای و میبینی دیگه نیستم فنا شدم من می خوای بری نگو می مونی پیشم ولی بدون بی تو آروم نمیشم ای گل برو برو که خوش بخت بشی به پای عاشقی چو من پیر نشی رفتن برات چه آسونه دلمو هی میلرزونه |
About
خواب ناز بودم شبی....دیدم کسی در میزند....در را گشودم روی او...دیدم غم است در میزند...ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا...غم با آن همه بیگانگی....هر شب به من سر میزند
Home
|